تبلیغات
وبلاگ شخصی محمدخاکساری - سلام ملیکم

سلام ملیکم

نویسنده : محمد خاکساری جمعه 30 فروردین 1392 ساعت 17 و 26 دقیقه و 13 ثانیه  •   

عصرجمعه ی معمولا دلگیرتون بخیر
خدا نکنه آدم بخواد کاری رو علی رغم میل باطنیش انجام بده که عذاب آورترین کاره.
شما رو نمیدونم اما من که زیاد مجبور به انجام چنین کاری شدم!!درست مثل این روزا که مجبورم کاری کنم و وظیفه ای رو قبول کنم که اصن دوست ندارم.
اما جدا کلا چرا همش میخوایم همه  چیز بر وفق مرادمون باشه؟؟؟اصن چقدر پررو شدیمادقت کردین؟؟؟
ایشالا هیچ وقت تو منگنه قرار نگیرین..
یاعلی


آخرین ویرایش: جمعه 30 فروردین 1392 ساعت 19 و 38 دقیقه و 48 ثانیه

دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ساعت 22 و 50 دقیقه و 48 ثانیه
حالا بماند؟؟؟؟
نه دیگه پس واجب شد برم یکم از سابقه درخشانتون آمار بگیرم..
احیانا دانشگاه رو به بمب نبستین واسه اعتراضات دانشجویی/؟
کنکور ارشد هم میخواین بدین دیگه؟
رد صلاحیت میشین ولی فک کنم
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 ساعت 23 و 33 دقیقه و 54 ثانیه
آقا محمد/////
حالا چی میشه از یکم شاهکاراتون بگید؟؟....

مثلا اینکه تا حالا اخراج شدین؟
بادبیر کل کل کردین؟
کتک خوردین؟
آخه ما شنیده بودیم دبیرای مرد امون سر کلاسای پسرونه کسی شلوغ میکرد میزدن
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 ساعت 23 و 28 دقیقه و 56 ثانیه
وااای آرمیتا موووووووش ؟
به قول خانوم شیر زاد تو ساختمان پزشکان :واقععععااااااااااااا؟؟؟؟!!
بابا شما خییلی دیگه روحیتون خشنه...
یه بار یادمه سوسک پلاستیکی گذاشتیم وسط کلاس..دبیر خانوم بود جیغ میزدااااا...
من خودمم خندم گرفته بود دبیر شیمی بعدا از خجالتمون در اومد روزگارمونو سیاه کرد..
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ساعت 14 و 46 دقیقه و 09 ثانیه
چن تا از شیطنت های ما تو مدرسه:
1.زیر دبیر شیمی سوزن گذاشتیم!
2.سر امتحان غلط گیری که پاره شده بود رو دادیم دست دبیر تمام دستش و مانتوش سفید شد!
3.از این شیر پاکتی کوچیک ها رو انداختیم زیر پای دبیر که بترکه!
4.بند کتونی معلم رو به هم بستیم!
ینی کارای شما از اینام بدترن؟!
ینی از این بیشتر بدآموزی دارن؟؟؟!!!
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ساعت 09 و 08 دقیقه و 42 ثانیه
بد آموزی بدتر از این که یه موشو بندازی تو چیپس بعد به معاون آموزشی تعارفش کنی
نکنه از سقف مدرسه بالا رفتی ؟؟
غصه نخور بد آموزی نداره فوقش مام با یه نردبون بریم بالا
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ساعت 00 و 51 دقیقه و 09 ثانیه
سلام
خدا رو شکر اومدید بالاخره
موفق باشید وممنون بابت پاسختون به سوالا
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ساعت 00 و 20 دقیقه و 55 ثانیه
سفر 2 روزه؟؟؟؟؟
الان 5 دقیقه طول کشیدا...
ولی مر30 که پست جدید گذاشتین در 1 چشم به هم زدن
سفر خووووووووووووش بگذره.........
با خبرای خوووووووش برگردین.....
ش الف د باشد
شاااااااااااد
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ساعت 00 و 17 دقیقه و 21 ثانیه
آرمیتا جونم غمت نباشه عزیزم
خوب معلومه دیگه ریاضی..............
من از همون اول دبستان فقط مشقای ریاضی رو حل میکردم و نوشتن از روی کتاب فارسی رو کاری بسسسسسسسسسسسس بیهوده میپنداشتم و قایموشک و به کپی کردن از روکتاب ترجیح میدادم

حالا جدا از شوخی ببین چیو بیشتر حوصلشو داری و واسه اینده چه شغلی رو دوست داری...تو انتخاب رشته فقط به علاقه خودت نگاه کن نه اطرافیان...
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 23 و 46 دقیقه و 37 ثانیه
سلام!
میشه من رو هم به عنوان طرفدارتون بپذیرین؟؟!!!
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 23 و 27 دقیقه و 13 ثانیه
الان یعنی on هستین ؟
عجب سعادتی ...مهندس
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 23 و 26 دقیقه و 18 ثانیه
با آرمیتا موافقم شدییید...اصلا من کنجکاو شدم ببینم تو مدرسه چیکا میکردین که بد آموزی داره اونم شدییییید...
اونوقت لابد کارای منو بشنوید به جنگل های آمازون پناه ببرید..
یعنی من هر چی شیطونی نکردمااا سال آخر تخلیه کردم بعد رفتم سر جلسه کنکور
از فرار از زندان (منظورم مدرسست)گرفته تا ضایع کردن دبیرا و پارازیت دادن و ادای دبیرا رو جلوی خودشون درآوردن گرفته تا سفارش پیتزا تو مدرسه
وای که چه کیفی داشت
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 23 و 05 دقیقه و 48 ثانیه
سلااااااااااااااااااااام......
بیاین دیگه ما منتظر پست جدیدیم..
امروز خیلی خوشحالم چون بعد از این همه مدت رفتم دانشگاه که دوستامو ببینم یهو ریختن سرم که بی معرفت رفتی که رفتی جات خالیه یه خبری ازت نیست
در کل آبروم رفت پیش بقیه
بقیه فکر میکنند من چیکار میکردم که جام خالیه اونم تودانشگاه
باور کنید همه شیطونی هام مربوط به سلف و پیش دوستامه جلوی بقیه ساکتم..امروز اینا آبرو نزاشتن واسه من
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 20 و 50 دقیقه و 37 ثانیه
نه دیگه جدی جدی دارم نگران میشم....
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 20 و 42 دقیقه و 47 ثانیه
حسادت می کنم به آسمانی که نگاهش می کنی
وبه دانه های برفی که نواشت می کنند
من حتی به زمینی که رویش راه می روے
وبه هوایی که تنفس می کنی حسادت می کنم
خوش به حالشان!
چه راحت به درونت راه پیدا می کنند!!
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 19 و 27 دقیقه و 13 ثانیه
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد.بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را.
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 19 و 21 دقیقه و 43 ثانیه
برای آدم نابینا شیشه والماس یکیه اگه کسی قدرتو ندونست فکرنکن تو شیشه ای طرف نابیناست خیلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی دوست دارم
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 18 و 32 دقیقه و 48 ثانیه
سلام داداش جون..کجاااایی؟نگرانت شدم
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 14 و 58 دقیقه و 25 ثانیه
باز کجا رفتی شما؟؟؟ خبری نیس ازت؟؟؟؟
پست جدید کو نمیبینم چیزی؟؟؟¿¿¿
دوباره اتفاقی افتاده؟؟؟
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 13 و 08 دقیقه و 40 ثانیه
سلام محمد شما همیشه اینقدر رسمی صحبت می کنید؟شما کدوم اسمتونو بیشتر دوست دارید محمد یا مهدی؟
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 13 و 03 دقیقه و 14 ثانیه
سلام محمد،شما همیشه اینقدر رسمی صحبت می کنید؟شما دوست داری چی صدات کنم محمد یا مهدی
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 09 و 09 دقیقه و 40 ثانیه
دعا میکنم زیر این سقف بلند، روی دامان زمین، هرکجا خسته شدی، یا که پر غصه شدی، دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس.
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ساعت 00 و 13 دقیقه و 59 ثانیه
سلام
زندگی هدیه خداست به تو اما طرز زندگی کردنت هدیه توست به خدا
موفق باشید
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 22 و 59 دقیقه و 57 ثانیه
ﺍﺥ ﺍﺥ ﺍﺥ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻫﻨﮓ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺸﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺍﺻﻦ ﮐﺸﺘﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻫﻨﮕﺸﻢ...ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﺳﺘﻘﻠﺎﻝ ﻫﻢ ﺗﺮﮐﻮﻧﺪﻩ ﻫﺎ 3ﺗﺎ...ﺍﯾﺸﺎﺍ...ﺑﺎﺭﺳﺎﻫﻢ ﺑﺒﺮﻩ
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 21 و 19 دقیقه و 55 ثانیه
داداش اصلا خواننده ی مورد علاقه ی شما کی هست؟
رپ هم گوش میدید؟
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 20 و 59 دقیقه و 18 ثانیه
ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ:ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﺷﮑﻠﮏ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ ﺷﮑﻠﮏ ﺛﺒﺖ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﻣﺚ ﮐﺎﻣﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺷﮑﻠﮏ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺠﺎﯼ ﺷﮑﻠﮏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ...ﭼﺮﺍ...!؟!؟
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 20 و 10 دقیقه و 57 ثانیه
اااااااااااااااااا به به تایید کردی افرین خوشمان امد
اااااااااااااا حیف من برق میخونم و علم و صنعت خ هنگام هستم پس اون نبودی. داداش خیلی خوشحالمون کردیا تایید کردی اصلا فکرشو نمی کردم ............ اصلا مهربونی از تو صورتت می باره صداتم من یه چیزی گفتم عالی هستش تجدید نظرم نمی خواد داداشم
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 20 و 03 دقیقه و 08 ثانیه
ﺍﻟﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﭘﺎﭖ...!ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻫﻢ ﺳﻠﻄﺎﻧﻦ...ﺭﺍﺳﺘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﮕﻢ...ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻗﺒﻠﺎ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻭﺏ ﺍﻗﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﯿﺮﯼ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﺑﭙﺮﺱ ﻣﺎﺷﯿﻨﺸﻮﻥ ﭼﯿﻪ ﻣﻨﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ 206ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﺶ ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﻟﺎﻥ ﺣﺮﻓﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺏ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪﻩ
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 17 و 55 دقیقه و 21 ثانیه
مسئولیت هرگونه برداشت از این داستانک برعهده خواننده است.
فکر میکنید مناسب است رفت به همان جایی که تصور میکنید ودرهمان جا اتفاقاتی افتاد که مد نظر شماست بعد هم برگشت شایدم برنگشت که این هم به شما بستگی دارد.
حالا نظرت درمورد این داستانک مضحک شیه؟کاش همه چی مث این داستانک هر جوری که ما میخواستیم میشد.
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 17 و 43 دقیقه و 07 ثانیه
امروز قرار بود امتحان ورزش دو540متر بدیم همه بدون تمرین امتحان دادن ولی من گفتم از پله مدر3افتادم پام پیچ خورده دردمیکنه دبیرمونم گفت باشه وا3هفته بعد.حالا بااین کارم امتحان هفته دیگمم میفته هفته بعدش.بعد شما میگین شیطونیاتون بد اموزی داره بابا ما خودمون یه اتیشی میسوزونیم که دبیرامون از دست ما یا اعزام به خارج گرفتن یا اینقد وا3دکترا خوندن که دکترا قول شن که دیگه بهونه ای داشته باشن که مدر3ما نیان.امتحانام که با یه شورشو اشک وزاری کنسل میشن اگه هم نشن اینقد غر میزنیم وشکایت که تصحیح نمیکنن.
مدیرمونم بعد این اتفاا میگه این گوی واین میدان ببینم دفعه بعد چیکار میکنین.
اینترنت مدر3هم که به بهونه تحقیق و جشنواره خوارزمی دست ماست بازم بگم یا بسه؟
حالا نوبت شماس این چیزایی که من نوشتم فقط یه چشمش بود.
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ساعت 17 و 33 دقیقه و 23 ثانیه
فردا باید هدایت تحصیلیو پر کنم موندم بینه ریاضیو تجربی دوتاشم دوس دارم به یه اندازه ولی از کنکور تجربی یه کم میترسم.اگه جام بودی ویه بار دیگه بر میگشتی به اول چه انتخابی میکردی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نمایش نظرات 1 تا 30